تو قادر نخواهی بود
که آن را آبیاری کنی و بارور سازی...
شن ها و سنگ ها را دیگری به گل می نشاند!
خود را برای شادمانی آماده کن
برای زندگی...
زمانی که خارزار به آتش بنشیند!!

حوا اگر نبود تو آدم نمي شدي .
تو اشرف خلايق عالم نمي شدي.
شر بودي و براي خدا دردسر
اگر حوا نبود از سر او كم نمي شدي!!
يك شب در انزواي زمان خاك مي شدي
ديگر حريف شكر ماتم نمي شدي..!!
در جنگل مجعد ممنوعه ي خدا
گندم كه هيچ لايق جو هم نمي شدي...
بايد قبول كرد كه حوا اگر نبود
اصلا بساط عشق فراهم نمي شدي
حوا تو هم بدان اگر آدمي نبود
هاجر، سميه، فاطمه، مريم نمي شدي..!
نخواهد شد!!!
در این مکان زمان کار نمی کند
بیدار نمی شوم
خواب می مانم
پس فردا
علی الحساب مرده ام
لطفا در این مکان عشق نریزید!!!
هر روز كه آفتاب برتابد خيال كن كه زندگي
هم امروز آغاز مي شود. ديروز پژمرد و در
زباله دان هستي ريخته شد و از آن جز
خاطره ها و رويايي مبهم باقي نماند...
بنا بر اين تمام فكرت را متوجه امروز كن!!
دروغ گفتن تو اين دوره زمونه شده يه عادت !!!
يه وظيفه كه هركس انجامش نده مجازاتش باختنه !!!
كي تو دنيا حاضره ببازه؟!!!
امروز ديگه نمي شه حرفاي همه رو باور كرد .
وقتي به اطرافت نگاه مي كني
چشمت به يكسري آدم دورو و دروغ گو مي افته...
ديگه امروز وقتي به يكي مي گي دوستت دارم
از اين رو به اون رو مي شه ...
ديگه اين جمله نشونه علاقه نيست...
نشونه ضعفه... نشونه تنهايي يه...
تو اين دوره زمونه ديگه نمي توني براي كسي درد دل كني!!!
امان از روزي كه اطرافيانت نقطه ضعفت رو فهميده باشن...
اون موقعست كه يا بايد به كلي از اون جا
كنده شي و بري يا بايد آرزوي مرگت رو بكني...
اي كاش قلب آدم ها صاف و ساده بود...
اي كاش وجود آدمي با خرده شيشه تر كيب نمي شد...
اي كاش وقتي به يكي مي گفتي دوستت دارم
بيش از پيش واسش عزيز مي شدي!!!
اي كاش اي كاش ها تمام مي شد...!!!

منو به جرم چیدن گل محکوم کردند...
ولی هیچ کس فکر نمی کرد که شاید
من گلی کاشته باشم...!!!

اما هیشکی نمی بینه که همون سنگ چه جوری
تکیه گاه یه خسته می شه و
اون شیشه چه جوری یه زخم کاری از خودش به جا می
گذاره...!
و به قول یه شعر معروف:
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

خنده هایت که چه زیبا بود
دستهایت که چه با محبت ... چه زود گذشت
نمی دانم....
چگونه گذشت ؟!!!
ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من ؟!!
چه شد بر تو ؟!!
آه که چه بیهوده می اندیشیدم پایان همه ی
انتظار هاست...!!!!

عاشقت شدم چون به جای تو گفتی من با تو
خرابت شدم چون به جای من با تو گفتی من و تو
مال تو شدم چون به جای من و تو گفتی ما
ازت بدم اومد چون به جای ما گفتی فقط من
و امروز ازت جدا شدم چون به جای فقط من گفتی من و
اون....!!!!

تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی....!
پیش از آنکه با خبر شوم
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی......!!!
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه زود دیر می شود...!


